خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۹۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای صد شکست زلف ترا زیر هر خمیدر هر خمیش مانده به هر گوشه درهمی
۲
گه گه به ناز شانه کن آن زلف را، مگردلهای دورمانده برون آید از خمی
۳
مویی شدم ز هجر و تو گویی کز این قدرکاین از پی من است نگنجم به عالمی
۴
در رشک آن که در غم تو گرددم شریکمی میرم و غم تو نگویم به همدمی
صفحهٔ ۱ از ۳