خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۹۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو می روی و به نظاره تو چشم جهانیبگو که آگهی از عاشقان دلشدگانی
۲
بگشت حال به بالای ابروی تو کسان راکه زیر دست فتادش چنان کمند و کمانی
۳
در ابروی تو نه یک دل هزار بیش فرو شدبه من ز داغ دل آنگه که دارد از تو نشانی
۴
برهمنان که پرستند آفتاب فلک رامگر که هندوی ما را ندیده اند زمانی
صفحهٔ ۱ از ۲