خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۹۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهاری این چنین خرم، مرا آواره دل جاییمن و کنج غم و هر کس به باغی و تماشایی
۲
به سوی سرو پا در گل روان شد خلق و من آنمکه خواهم خاک گشتن زیر پای سر و بالایی
۳
ز هجران خون همی گریم، نروید جز گیاه غمچنین ابری معاذالله اگر بارد به صحرایی!
۴
تو ای کم گوی از کویش، بکش پا، من همی گویمکه پیشش سر نهی از من، اگر پیش آیدت جایی
صفحهٔ ۱ از ۳