شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۹۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دو چشم مست ترا نیست از جهان خبریکه نشتری ست ازان غمزه ها به هر جگری
۲
تو داری آنچه پری دارد از لطافت، لیکچه فایده که نداری ز مردمی قدری
۳
دلم ببردی تا دیگری در او نروددریغ باشد بر جای چون تویی دگری
۴
متاع جان که به هر دو جهانش نفروشماگر تو می طلبی راضیم به یک نظری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth