شعر را زندگی کن
خلوتی با فرخی سیستانی

شمارهٔ ۱۵۲ - در صفت خزان و مدح امیر ابوالمظفرنصر بن سبکتگین برادر سلطان محمود گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو زر شدند رزان، از چه؟ از نهیب خزانبه کینه گشت خزان، با که؟ با ستاک رزان
۲
هوا گسست، گسست از چه؟ بر گسست از ابرز چیست ابر؟ ندانی تو؟ از بخار و دخان
۳
خزان قوی شد چون گل برفت، رفت رواستبنفشه هست؟ بلی، با که؟ با بنفشه ستان
۴
گزنده گشت، چه چیز؟ آب، چون چه؟ چون کژدمخلنده گشت همی باد، چون چه؟ چون پیکان
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth