شعر را زندگی کن
خلوتی با فرخی سیستانی

شمارهٔ ۱۵۳ - در تقاضای معاودت سلطان مسعود از اصفهان به غزنین پس از فوت محمود

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای برید شاه ایران از کجا رفتی چنیننامه ها نزد که داری؟ بار کن! بگذار! هین
۲
کی جدا گشتی ز شاه و چندگه بودی براهچند گون دیدی زمان و چند پیمودی زمین
۳
سست گشتی تو همانا کز ره دور آمدیمانده ای دانم، بیا بنشین وبر چشمم نشین
۴
زود کن ما را خبر ده تا کی آید نزد ماشهریار شهریاران پادشاه راستین
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth