شعر را زندگی کن
خلوتی با فرخی سیستانی

شمارهٔ ۱۸۵ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف بن ناصر الدین

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عید خوبان سرای آمد و خورشید سپاهجامه عید بپوشید و بیاراست پگاه
۲
زلف را شانه زدو حلقه و بندش بگشاددامنی مشک فرو ریخت از آن زلف سیاه
۳
باد شبگیری برزلف سیاهش بوزیدطبل عطار شد از بوی همه لشکر گاه
۴
بر خر گاه فراز آمد و بر عادت خویشسر خرگاه بر افکند و به من کرد نگاه
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth