شعر را زندگی کن
خلوتی با سیف فرغانی

شمارهٔ ۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو حسن روی تو آوازه در جهان انداختهوای عشق تو در جان بی دلان انداخت
۲
سمن بران همه چوگان خویش بشکستندکنون که شاه رخت گوی در میان انداخت
۳
از آن میانه گل و لاله را برآمد نامچو بحر حسن تو خاشاک بر کران انداخت
۴
کمان ابروی خود بین که ترک غمزه توخطا نکرد خدنگی کزآن کمان انداخت
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth