خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۱۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق تو عالم دل جمله بیکبار گرفتبختیار اوست برما که ترا یار گرفت
۲
من اسیر خود واز عشق جهانی بیخودمن درین ظلمت وعالم همه انوار گرفت
۳
وقت آنست که از روزن ما در تابدآفتابی که شعاعش در ودیوار گرفت
۴
بلبل از غلغل مستانه خود بی خبرستکه گل از باغ بشهر آمد و بازار گرفت
صفحهٔ ۱ از ۳