خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۱۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل حظ خویشتن ز رخ یار برگرفتدیده نصیب خویش ز دیدار بر گرفت
۲
شیرین من بیامد و تلخی هجر خویشاز کام من بلعل شکر بار برگرفت
۳
ملک سکندرست نه آب آنکه جان منز آن چشمه حیات خضروار برگرفت
۴
آن درد را که هیچ طبیبی دوا نکردعیسی رسید و از تن بیمار برگرفت
صفحهٔ ۱ از ۳