شعر را زندگی کن
خلوتی با سیف فرغانی

شمارهٔ ۱۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از خرگه تن من دل خیمه زآن برون زدکز عشق لشکر آمد بر ملک اندرون زد
۲
در سینه یی که هر سو چون خیمه چاک داردسلطان عشق گویی خرگاه خویش چون زد
۳
می گفت دل کزین پس در قید عشق نایمبیچاره آنکه لافی از حد خود فزون زد
۴
هر کشته یی که بگرفت آن غم ورا گریباناو آستین و دامن هردم در آب و خون زد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth