خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۱۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ملکست وصل تو بچو من کس کجا رسدواین مملکت کجا بمن بینوا رسد
۲
وصل ترا توانگر و درویش طالبندوین کار دولتست کنون تا کرا رسد
۳
در موکب سکندر بودند خلق واوزآن بی خبر که خضر بآب بقا رسد
۴
شاهان عصر از در من نان خوهند اگراز خوان تو نواله بچون من گدا رسد
صفحهٔ ۱ از ۴