خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۲۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز دریافتن دوست مرا چون خورشیدروشن است آینه دل بدم صبح امید
۲
تو سر از سایه خدمت مکش و بر اغیاردر فرو بند که در روز شب افتد خورشید
۳
دل آزاد باسباب و علایق مسپارتخت هوشنگ بضحاک مده چون جمشید
۴
همت اندر طلب غیر پراگنده مداربهر زاغ سیه از دست مده باز سپید
صفحهٔ ۱ از ۳