خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۲۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای هما سایه قدم از در من بازمگیرسایه عالی خویش از سر من بازمگیر
۲
طوطی خوش سخنم شکر من از لب نیستترک یک بوسه بگو شکر من بازمگیر
۳
آفتابا دل من کان (و) محبت گهرستنظر لطف خود از گوهر من بازمگیر
۴
خاک کوی تو که در دیده دلها نورستتوتیاییست زچشم تر من باز مگیر
صفحهٔ ۱ از ۳