خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۲۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلبرا من از شراب عشق مخمورم هنوزچون بوصلم وعده دادی از چه مهجورم هنوز
۲
در ره عشقت که دارد راهزن بر چپ وراستآنکه از پس بود پیش افتاد ومن دورم هنوز
۳
ای حبیب من مدد فرما که اندر ره عدوستوی طبیب من علاجم کن که رنجورم هنوز
۴
این زمان تدبیر کارم کن که هستم در حیاتوین زمان بر من تجلی کن که برطورم هنوز
صفحهٔ ۱ از ۴