خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۳۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلارامی که حیرانم من از حسن جهانگیرشرخ او آیتی در حسن و نور قدس تفسیرش
۲
چو دست عشق او گیرد کمان حکم در قبضهنه مردی گر برو داری که برجز تو رسد تیرش
۳
چو زلف او کند در بند مجنونان عشقش رااگر از حلقه مایی بده گردن بزنجیرش
۴
رضیع مادر فطرت که دارد در دهان پستانبقای جاودان یابد اگر زآن لب بود شیرش
صفحهٔ ۱ از ۳