خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۳۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبی از مجلس مستان برآمد ناله چنگشرسد از غایت تیزی بهگوش زهره آهنگش
۲
چو بشنودم سماع او، نگردد کم نخواهد شدز چشمم ژاله اشک و ز گوشم ناله چنگش
۳
چگونه گلستان گوید کسی آن دلستانی راکه گل با رنگ و بوی خود نموداریست از رنگش
۴
لب شیرین آن دلبر در آغشته است پنداریبهآب چشمه حیوان شکر در پستهٔ تنگش
صفحهٔ ۱ از ۲