خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۳۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ترکیست یار من که نداند کس از گلشاو تند خو و بنده نه مرد تحملش
۲
پسته دهان که در سخن و خنده می شودزآن پسته پرشکر طبق روی چون گلش
۳
پایان زلف جعد پریشان سرش ندیدچندانکه دور کرد دل اندر تسلسلش
۴
بی او ز زندگانی چون سیر گشته امزآن جان خطاب می کنم اندر ترسلش
صفحهٔ ۱ از ۴