شعر را زندگی کن
خلوتی با سیف فرغانی

شمارهٔ ۳۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلستانی که بجان نیست امان از چشمششد بیکبار پر از فتنه جهان از چشمش
۲
دوست هرجا که نظر کرد بتیر غمزهزخم خورده دل صاحب نظران از چشمش
۳
هرچه از دیدن آن دوست ترا مانع شدگر همه نور بصر بود بران از چشمش
۴
ببراتی که ندارد دل خلقی بستدنرگس تازه که آورد نشان از چشمش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth