خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۳۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون برآمد آفتاب از مشرق پیراهنشماه رقاصی کند چون ذره در پیرامنش
۲
از لباس بخت عریانم و گرنه کردمیدست در آغوش او بی زحمت پیراهنش
۳
دست بختم برفشاند آستین تا ساق عرشگر بگیرد پای او گردم بسر چون دامنش
۴
نرگس اندر بوستان رخساره او دید و گفتحال بلبل بین و با گل عمر ضایع کردنش
صفحهٔ ۱ از ۳