شعر را زندگی کن
خلوتی با سیف فرغانی

شمارهٔ ۳۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن دلارامی که آرامی نباشد با منشکرد شام عاشقان چون صبح روی روشنش
۲
آستین از رو چو برگیرد ترا روشن شودکآفتاب حسن دارد مطلع از پیراهنش
۳
زآن بحبل شعله خود همچو دلو از چاه آبروز و شب بر می کشد خورشید نور از روزنش
۴
از گریبانش گلستان می برآید عیب نیستعاشقی گر همچو خار آویزد اندر دامنش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth