خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۳۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگارا گرد کوی تو اگر بسیار میگردمچو بلبل صد نوا دارم که در گلزار میگردم
۲
تو قطب دایره رویی و من در مرکز عشقتسری بر نقطه بر یک پای چون پرگار میگردم
۳
بدان گیسو که صد چون من سر اندر دام او داردرسن در گردنم افگن که بیافسار میگردم
۴
سر میدان جانبازیست کوی تو (و) اندر ویمحبان در چنین کاری و من بیکار میگردم
صفحهٔ ۱ از ۴