خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۳۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر شبی ز وصال تو کام برگیرمغذای جان ز لب تو مدام برگیرم
۲
چه باشد از پس چندین هزار ناکامیاگر من از لب شیرینت کام برگیرم
۳
دلم بسوخت درین غم بگوی تا از تواگر مرا طمعی هست خام برگیرم
۴
تو صید من نشوی ور کنم ز جان دانهبر آن نهادم دل را که دام برگیرم
صفحهٔ ۱ از ۴