خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۳۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای برده رویت آب مه ازمهر تو درآتشمچون باد خاکت بوسم ارآبی زنی برآتشم
۲
بهر سخن گفتن مرا در قید عشق آورده ایچون عود بهر بوی خوش افگنده ای درآتشم
۳
شورآب اشک بی نمک درکاسه سر جوش زدتا می نهد سودای توچون دیگ بر هرآتشم
۴
همرنگ خون آبی چو سیل از ابر چشمم شد روانکزبارقات عشق تو چون برق یکسر آتشم
صفحهٔ ۱ از ۵