شعر را زندگی کن
خلوتی با سیف فرغانی

شمارهٔ ۴۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای از خمار چشم تو آشوب در جهانوی لعل مدح گفته لبت را بصد زبان
۲
ای نو شده بعهد تو آیین دلبریوی برشکسته حسن تو بازار دلبران
۳
از دل نهم نشانه واز جان کنم سپرچون تیر غمزه را تو زابرو کنی کمان
۴
درسایه دو زلف تو پیدا نمی شودبرآفتاب روی تو یک ذره آن دهان
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth