خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۴۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که اندر چشم مستت فتنه دارد خوابگاهدل بزلفت داده ام کز فتنه باشد در پناه
۲
یکنفر از خیل تست این آفتاب تیغ زنیک سوار از موکب تو این مه انجم سپاه
۳
با جمالت یک جهان اسپید روی حسن رااز خجالت هر نفس چون خاک گشته رخ سیاه
۴
آسمان چرخ زن پیش گدایان درتشرم دارد گر بیارد نان خور با قرص ماه
صفحهٔ ۱ از ۳