خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۴۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بدیدم بر در یار ایستادهچو من بودند بسیار ایستاده
۲
بسوز سینه وآب دیده چون شمعبشب در خدمت یار ایستاده
۳
برآن نقطه که در مرکز نگنجدبسر مانند پرگار ایستاده
۴
بگرد دوست سربازان عاشقچوگرداگرد (گل) خار ایستاده
صفحهٔ ۱ از ۴