خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۵۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای رفته دور از برما چون نیامدیدیگر بدین جناب همایون نیامدی
۲
عاشق مدام قربت معشوق خود خوهدگر عاشق منی بر من چون نیامدی
۳
نفست روا نداشت که آید بکوی ماگاوت کشش نکرد چو گردون نیامدی
۴
عشاق خیمه جمله بصحرای جان زدندای شهر بند تن تو بهامون نیامدی
صفحهٔ ۱ از ۴