خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۵۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلبرا حسن رخت می ندهد دستوریکه بهم جمع شود عاشقی و مستوری
۲
آمدن پیش تو بختم ننماید یاریرفتن از کوی تو عشقم ندهد دستوری
۳
اگر از حال منت هیچ نمی سوزد دلتو که این حال نبودست ترا معذوری
۴
پیش عشاق تو بهتر زغنا درویشینزد بیمار تو خوشتر زشفا رنجوری
صفحهٔ ۱ از ۳