خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۵۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای جهان ازتو مزین چو بهشت از حوریهمه عالم ظلماتست وتو در وی نوری
۲
گر ببیند رخ خوب تو بماند خیرهدرگل عارض تو نرگس چشم حوری
۳
دل در اوصاف تو گر چند که دوراندیشستهمچو اندیشه ترا کی بود از دل دوری
۴
دل کس جمع نماند چو پریشان گرددزلف چون سنبل تو بر بدن کافوری
صفحهٔ ۱ از ۳