خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۵۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در تن زنده یکی مرده بود زندانیدل که او را نبود با تو تعلق جانی
۲
ما برآنیم که تا آب روان در تن ماستبرنگیریم ز خاک در تو پیشانی
۳
هرچه در وصف تو گویند و کنند اندیشهآن همه دون حق تست و تو برتر زآنی
۴
بدوسه نان که برین سفره خاک آلودستنتوان کرد سگ کوی ترا مهمانی
صفحهٔ ۱ از ۴