خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۵۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر خورشید و مه نبود برین گردون میناییتو از رو پرده برگیر و همی کن عالم آرایی
۲
سزای وصف روی تو سخن در طبع کس نایدکه در تو خیره می ماند چو من چشم تماشایی
۳
میان جمع مه رویان همچون شب سیه مویانتو با این روی چون خورشید همچون روز پیدایی
۴
ترا لیلی نشاید گفت لیکن عاقل از عشقتعجب نبود که چون مجنون برآرد سر بشیدایی
صفحهٔ ۱ از ۴