خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۵۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی خورشید را داده رخ تو حسن و زیباییدر لطف تو هرکس بر من نبندد گر تو بگشایی
۲
بزیورها نکورویان بیارایند گر خود راتو بی زیور چنان خوبی که عالم را بیارایی
۳
ترا همتا کجا باشد که در باغ جمال توکند پسته شکرریزی کند سنبل سمن سایی
۴
اگر نز بهر آن باشد که در پایت فتد روزیکه باشد گل که در بستان برآرد سر بر عنایی
صفحهٔ ۱ از ۴