شعر را زندگی کن
خلوتی با مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۱۲۴ - باز در ستایش او

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو روشن شد از نور خور باخترشد از چشم سایه زمین زاستر
۲
بر آورد خورشید زرین حسامفرو رفت مه همچو سیمین سپر
۳
چو خورشید تابان و سرو رواننگارین من کرد بر من گذر
۴
به دست اندرون بی روان نوانز من در غم عشق نالنده تر
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth