شعر را زندگی کن
خلوتی با مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۱۲۵ - مدیح دیگر از آن بزرگ

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوال رحلت چون بر زدم بر کوس سفرجز از ستاره ندیدم بر آسمان لشکر
۲
چو حاجیان ز می از شب سیاه پوشیدهچو بندگان زمجره سپهر بسته کمر
۳
به هست و نیست در آرد عنان من در مشتچو دو فریشته ام از دو سو قضا و قدر
۴
مباش و باش ز بیم و امید با تن و جانمجوی و جوی ز حرص و فتوح در دل و سر
صفحهٔ ۱ از ۱۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth