خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۱۵ - از زبان پادشاه
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای لعبت و بت و صنم و حور و شاه منوی سوسن و گل و سمن و مهر و ماه من
۲
ای جان دل عزیزتر از هر دویی و هستایزد بر این که دعوی کردم گواه من
۳
ای دوست بی گناه مرا متهم کنیجز دوستی خویش چه دانی گناه من
۴
گفتی چرا گرفتی جعد دراز منوآن گه چرا کشیدی زلف دو تاه من
صفحهٔ ۱ از ۴