خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به چشم دل همی بینم غم و تیمار جان ای جانبه اندیشه همی دانم همه اسرار جان ای جان
۲
به حاجت جان تو را خواهد به رغبت دل تو را جویممجوی آزرم جان آخر مخواه آزار جان ای جان
۳
ز اندوهت گران شد جان چو از عشقت سبک دل شدتو بر دل نه کنون سختی هلا از بار جان ای جان
۴
ز هجرت جان همی نالد ز تو یاری همی خواهدتو یاری ده یکی جان را که هستی یار جان ای جان
صفحهٔ ۱ از ۳