شعر را زندگی کن
خلوتی با مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بدرود همی کرد مرا آن صنم منگریان و درآورده مرادست به گردن
۲
از زخم دو کف همچو دلش کردم سینهور آب دو دیده چو برش کردم دامن
۳
رنجور شد از بهر من و روی دژم کردکز حسرت آن روی دم سرد زدم من
۴
در رویش اثر کرده دم سرد من امروزچونان که دم گرم در آیینه روشن
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth