شعر را زندگی کن
خلوتی با ابن حسام خوسفی

غزل شمارهٔ ۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نهان که می‌کند این درد آشکارهٔ ماکه راست چاره که از دست رفت چارهٔ ما
۲
هزار کوه بلا بر دلم فرود آمدزهی تحمّل سنگین دل چو خارهٔ ما
۳
نگار ما به کنار آمد و کناره گرفتفغان ز حسرت این درد بی کنارهٔ ما
۴
ستاره خون بچکاند به چشم اگر بیندکه در محاق نهان شد رخ ستارهٔ ما
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth