شعر را زندگی کن
خلوتی با ابن حسام خوسفی

غزل شمارهٔ ۱۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلا چو شیوه ی رندی نمی رود از پیشبجوی گنج سلامت ز کُنج خانه ی خویش
۲
چه شکوه ها که ندارم ز دست نوش لبانکه نوش می ندهند و همی زنندم نیش
۳
چو خار نیزه شد این دشمنان طعنه گذارچو گل دو رویه شد این دوستان دشمن کیش
۴
به زیر خرقه چه زنّارها که پنهان استفغان ز شیوه ی این صوفیان نا درویش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth