خلوتی با ابن حسام خوسفی
غزل شمارهٔ ۱۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگاری دلبری دارم چو زلف خود ز من سرکشبه جان قربان شدم او را نمیگیرد دلم ترکش
۲
ز حد بگذشت مشتاقی به جام باده ی باقیلبالب کن قدح ساقی به یاد لعل او درکش
۳
بر آن سرو سیم اندام اگر در بر کشی روزینه قد سرو دلجو جو و نه ناز صنوبر کش
۴
گر آن آیینه روی از روی مهرت روی بنمایدنه روی ملک دارا بین و نه حکم سکندر کش
صفحهٔ ۱ از ۲