خلوتی با ابن حسام خوسفی
غزل شمارهٔ ۱۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به وقت فصل بهار از چمن مکن اعراضجهان ز لاله و گل بین به رنگ و بوی ریاض
۲
میان حوضهٔ چشمم ز خون برست گیاهچنانکه لالهٔ سیراب بر کنار حیاض
۳
شمامه ی سر زلفت که شام رعناییستچو باد صبح فرح بخش و دافع الاَمراض
۴
ز هر خیال و تصور که غیر دوست بودضمیر صافی ابن حسام شد مرتاض
صفحهٔ ۱ از ۲