خلوتی با ابن حسام خوسفی
غزل شمارهٔ ۱۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر گل ترا که گفت ز سنبل برار خطوز مشک ناب بر ورق گل نگار خط
۲
بی خط به بندگی تو اقرار کرده ایمآخر چه حاجتست خدا را میار خط
۳
بر عارض چو آب تو حسن دگر فزودتا سبز شد به دور رخت بر عذار خط
۴
اندر میان خط بنشاند آفتاب راتا بردمید بر رخت از هر کنار خط
صفحهٔ ۱ از ۲