شعر را زندگی کن
خلوتی با ابن حسام خوسفی

غزل شمارهٔ ۱۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا شمعِ جمالِ تو برافروخت به مَجمَعبنشست شعاعِ نظرِ شمع مُشَعشَع
۲
خورشید ز رخسار تو در عین حجاب استتا باز شد از پرتو رخسار تو بُرقع
۳
واعظ فزع روز قیامت که بیان کردگر بخت جوان بادی و از عمر تمتع
۴
خاکِ در آنم که به روبند حواریهِجرانُکَ ذا مِن فَزع الاَکبَرِ افزَع
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth