خلوتی با ابن حسام خوسفی
غزل شمارهٔ ۱۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برفتی از نظر و از نظر نرفت خیالبه افتراق مبدّل شد اتفاق وصال
۲
تصوری به صبوری خیال می بندمزهی تصور باطل زهی خیال محال
۳
به دست باد صبا بوی زلف خود بفرستمگر به حال خود آید دل پریشان حال
۴
مرا چه سود که دامن ز آب در چینمکه هست دامن من ز آب دیده مالامال
صفحهٔ ۱ از ۳