خلوتی با ابن حسام خوسفی
غزل شمارهٔ ۱۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ایا ز تاب جمال تو آفتاب خجلز عطر سنبل زلف تو مشک ناب خجل
۲
ز دانههای دهان تو در دهانهٔ لعلدر اندرون صدف لؤلؤ خوشاب خجل
۳
نقاب چهره برافکن که پرده دار چمنز شرم حسن تو مانده است در نقاب خجل
۴
اگر ز عارض گلگون عرق بیفشانیز رنگ و بوی تو گردد گل و گلاب خجل
صفحهٔ ۱ از ۲