شعر را زندگی کن
خلوتی با ابن حسام خوسفی

غزل شمارهٔ ۱۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما وصال تو به زاری و دعا می‌طلبیمدردمندیم و ز لعل تو دوا می‌طلبیم
۲
همچو حجّاج به احرام درت بسته میانکعبهٔ کوی تو از راه صفا می‌طلبیم
۳
هرکسی از پی مقصود خود اندر طلبی استحاصل آنست که ما از تو ترا می‌طلبیم
۴
دیده هرسو نگران و تو به خلوتگه دلتو کجایی و ترا ما به کجا می‌طلبیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth