خلوتی با ابن حسام خوسفی
غزل شمارهٔ ۱۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش با زلفت به هم شوریده حالی داشتیمدر سر از سودای ابرویت خیالی داشتم
۲
خط ابروی کجت در چشم من پیوسته بودراست گویی در نظر شکل هلالی داشتم
۳
گرچه با یاد دهانت عیش بر ما تنگ بودهر دم از شوق لبت شیرین مقالی داشتم
۴
چند روزی پای بند کلبه ی آب و گلممن که همچون طایران سدره بالی داشتم
صفحهٔ ۱ از ۲