شعر را زندگی کن
خلوتی با ابن حسام خوسفی

غزل شمارهٔ ۱۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا چه قرب که در انتظار روی تو باشمهمین تمام که بر رهگذار کوی تو باشم
۲
مرا چه حدّ رسیدن بدان وصال همایونهمین بس است که دایم به جست و جوی تو باشم
۳
کنون که جعد سر زلف تو به چنگ نیامدروا بود که سراسیمه تر ز موی تو باشم
۴
زبان مدام زیاد لب تو شهد نثارستمگر به وقت شهادت به گفت و گوی تو باشم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth