خلوتی با ابن حسام خوسفی
غزل شمارهٔ ۱۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفتم از سلسله ی موی تو پرهیز کنمچون کنم بسته ی آن حلقه ی مشکین رسنم
۲
آتش چهر تو افروخته شد من چو سپندجای آن هست اگر دیده بر آتش فکنم
۳
جرعه ای یافتم از جام تو در روز ازلمن از آن دور سراسیمه و بی خویشتنم
۴
زاهد از سیل سرشکم به سلامت مگذرتا در این ورطه ی خوناب نیفتی که منم
صفحهٔ ۱ از ۳